شیراز دومین شهر ادبی جهان
اين خبر در بسياري از مطبوعات و رسانه هاي جمعي به استحضار همگان
رسيد که شهر شيراز دومين شهر ادبي جهان شناخته شد و جاي بسي مباهات و
افتخار براي ما ايرانيان است که در بين هجمه عظيم تبليغاتي مخرب غرب که
سعي دارند از کشورهايي چون ايران، تصويري نادرست و نامطلوب در سطح جهاني
ارائه دهند، يک تشکيلات بزرگ و مهم بين المللي به اسم يونسکو بيايد و در
ميان شهرهاي مختلف جهان، شهر شيراز را به عنوان دومين شهر ادبي جهان معرفي
کند. البته بايد اذعان داشت که اين نامگذاري يک کار تعجب آور نيست چرا که
شهري چون شيراز پتانسيل لازم را براي شهر ادبي جهان شدن با خود دارد. حال
چگونه و چرا اين طور است!؟ سطوري چند در باب شهر شيراز و آنچه از منظر
شاعران ايران زمين درباره آن بيان شده، به رشته تحرير درمي آيد اما قبل از
آن بد نيست اشارتي چند به شيراز و تاريخچه بناي اين شهر بيندازيم:
“در
افسانه ها آمده است که شيراز فرزند تهمورث - از پادشاهان سلسله پيشداديان
- شهر شيراز را تاسيس کرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام
اين ديار “شهرزاد” بود که به اختصار “شهرزاد” و “شيراز” خوانده شده است.
در
حالي که بر اساس تحقيقات “ترسکو” شيراز به معناي مرکز انگور خوب است. “ابن
حوقل” جغرافيدان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز را شباهت اين
سرزمين به اندرون شير مي داند چرا که به قول او عموما خوابار نواحي ديگر
بدانجا مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند و بالاخره بنا به نوشته
کتاب “صور الاقاليم” از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را
“شيرساز” ناميده اند و ...” (1)
حال که مختصري از تاريخچه ساخت و
پيدايش شهر شيراز آشنا شديم، به سراغ ديوان اشعار شاعران مي رويم تا اين
شهر را خوب بشناسيم و بدانيم براي چه اين شهر دومين شهر ادبي جهان ناميده
شده است اما قبل از آن که به سراغ سه شاعر بزرگ اين شهر يعني سعدي، حافظ و
خواجوي کرماني برويم، به همدان مي رويم و از شوريده آن ديار، شاعري شيفته
و شوريده حال به اسم “باباطاهر عريان” که فرسنگ ها با شيراز فاصله دارد،
در باب اين شهر مي پرسيم و او هم اينچنين از شيراز سخن مي گويد:
“اگر شاهم ببخشد ملک شيراز
همان بهتر که دلبر در برم بي
بشم يکسر بتازم تا به شيراز
که در هر منزلي صد آشنايي” (2)
بعد
قلم را به جانب خراسان مي چرخانيم و از بين ابيات حماسي حکيم سخن، فردوسي
طوسي، اين چنين وصف شيراز و شجاعت شيرازي را مي خوانيم:
“جهانديده از شهر شيراز بود
سپهبد دل و گردن افراز بود” (3)
سپس
به اصفهان سري مي زنيم و از آنجا به هند رفته و در ميان شاعران اصفهاني به
آن ديار رفته، سراغي از صائب تبريزي مي گيريم و پيرامون ارزش واقعي شهر
شيراز بيتي نغز از او نقل مي کنيم:
“خون دل در ساغر روشندلان زيبنده است
باده شيراز در ميناي شيرازي خوش است” (4)
و
سر آخر براي دانستن اين مطلب که شهر شيراز، شهر شاعران بزرگ است، به شمال
خراسان مي رويم و از قول “سيف فرغاني” اينچنين ستايشگر شيراز مي شويم:
“کآفرين مي کنند بر سخنت
شکر از مصر و سعدي از شيراز” (5)
اما
سواي تمام اينها، بهتر است شيراز و حسن هايش را سراغ از لابه لاي اشعار سه
شاعر اين شهر يعني سعدي، حافظ و خواجوي کرماني بگيريم و اينچنين اين شهر و
ارزش واقعي آن را بهتر بشناسيم.
بدون شک هر زمان نام شيراز را مي
شنويم، به ياد گل، بلبل و بوستان هايش مي افتيم و به راستي هم اينچنين
است؛ چنانچه اين زيبايي بي بديل شيراز باعث شده است که چون نگيني بر اين
کره خاکي بدرخشد و به اصطلاح “خال هفت کشور” باشد؛
“شيراز و آب رکني و اين باد خوش نسيم
عيش مکن که خال هفت کشور است” (6)
اين
شهر يک افتخار بزرگ دارد و آن اين است که شهر شاعران مي باشد و اين شاعران
عاشق، به عالم درس عاشقي مي دهند و همگان را شيفته عشق واقعي، يعني خداوند
مي کنند؛
“فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نواحي بانگ غزل هاي حافظ از شيراز” (7)
پس به همين خاطر است که اين شهر در ميان تلاطم و حوادث بد روزگار، شهر آرامش و وقار است؛
“هر نسيمي که از آن خطه وزيد با دست
خنک آن باد که از جانب شيراز آيد” (8)
بدون ترديد ياد آن آرامش دهنده روح و روان خسته آدمي است؛
“آخر اي باد صبا بويي اگر مي آري
سوي شيراز گذر کن که مرا يار آنجاست” (9)
گويي در اين شهر که چون اقيانوسي مواج است، تمام زيبايي هاي عالم جمع شده و در آن خوبي و حسن موج مي زند؛
“نعيم خطه شيراز و لعبتان بهشتي
زهر دريچه نگه کن که حور بيني و عين را” (10)
بنابراين
جاي تعجب و حيرت نيست که از اين ديار زيبايي ها، شاعران بزرگي به پا خيزند
و عالمي را با اشعار نغز خود حيران و سرگشته خويش کنند؛
“هر متاعي ز معدني خيزد
شکر از مصر و سعدي از شيراز” (11)
حال
در کنار تمام اين خوبي ها و زيبايي ها، مردمان خوب شيراز هم بر تمام اين
محاسن و خوبي ها مي افزايند؛ چرا که مردمان اين ديار، مردماني خوب، پاک،
مومن و خونگرم هستند؛
“چو پاکان شيراز، خاکي نهاد
نديدم که رحمت بر اين خاک باد” (12)
حال که شيراز شهر خوبي هاست، ما هم از صميم دل همانند شاعر بزرگ اين شهر و شاعر بزرگ ايران زمين براي حفظ و بقاي آن دعا مي کنيم؛
“خوشا شيراز و وضع بي مثالش
خداوندا نگهدار از زوالش
به شيراز آي و فيض روح قدسي
بجوي از مردم صاحب کمالش” (13)
با سلام من ازشیراز هستم.من با ساخت این وبلاگ قصد دارم تا مجتمع ها مکان های تفریحی ،تاریخی،گردشگری و...آشنا کنم.بانظرتون مارا درساخت این وبلاگ کمک کنید.